Blog . Profile . Archive . Email  


A Cyber Criminal

!...لطفا منطقتان را عقب تر در آورید و پا برهنه وارد شوید

 این پست چهارمین پست رمزدار است؛ ولی اطمینان می دهم که آخری نخواهد بود.

رمز این پست را می توانید در خط یکی مانده به آخر صفحه 82 ـم "ترسناک های هوروویتس" پیدا کنید.

کلمه ی پنجم، بدون احتساب نقطه، ویرگول و شناسه کلمات.

نوشته آنتونی هوروویتس؛

ترجمه توسط کبری دانه کار، 

چاپ سوم 1392.

شابک: 0- 71- 2980- 978- 964

چاپ و صحافی دالاهو؛ همه ی حقوق محفوظ است.

با کیبورد فارسی؛

بدون اسپیس، نقطه، دش و مشتقات دیگر.

با تشکر!:flower:

 

 


عاقا یه مین!

مرض جدیدیه. این که حتی با خودتم رو راست نیستی. من دلقک و لوند کیم؟

حتی متنایی که با پس مخصوص صرفا واس خودم نوشته می شه؛ حتی حرکت انگشتام روی کیبورد، همه ی حرکاتم؛ حتی همین تایپ، حتی همین متن، همین حالا! فاز عجیب و جل الخالقیه که یک بار کل متنی رو نوشته بودم پاک کردم چون چرت و پرت بود. من!

من؟

من؟!

من فکرم درگیر کسیه.

متاسفانه یا خوشبختانه ازش خوشم میاد.:-??

شایدم نمیاد.

از کجا باس اینو فهمید؟ فقط فکرم نسبت بهش مشغوله. احتمالش زیاده که صرفا از درگیری فکری باشه یا نفرت یا برخورد زیاد، یا حتی رفتارای بودار و فرافکن دیگران. بی خیال. چقد آشفته شدم!

آشفتگی بخوره تو سرم عاقا، من کارم ناجوره. هس می کنم یه لباسی پوشیدم که سه سایز از مال خودم تنگ تره و این وضعیت بغرنجیه. بگذریم از این که یه همچین مسئله ای هم بین لباسای زیر امروز اندکی اذیت... اهم. بگذریم! هرچند احتمالا از همونه؛ خو همه جامو بریده خو لامصب. الان مسئله اینجاس که آیا کسی این مطلب رمزدارو می خونه؟ شکر می خوره:|

روی دور تند یا دور کند؟ برنامه های جذابی که واس خودم چیده بودم با یه انیمه خاکستر شد. روزا کاری جز انیمه دیدن ندارم؛ بهتر بگیم، حسشم ندارم. معتادم و خودم واقفم. 

فلش بک.

دائم فک می کنم آیا کسی اینو می خونه؟ متنو ویرایش کردم. واس کی؟ متنای رمزدار صرفا واس اینه که کسی بهشون دسترسی نداشته باشه. پس واس کی ویرایش کردم؟ منظورمو واس کی تغییر دادم؟ کی داره درون من گه زیادی می خوره؟ کیه که "خو همه جام بریده خو لامصب" رو به "خو همه جامو بریده خو لامصب" تغییر داده؟ منشا افکار ناجوری که در حین تصویر شدن یک شخص خاص تو ذهنم ایجاد میشن از کجاس؟ به خودم میگم سخت نگیر، بی خیال.

فلش بازگشت.

معتاد، چه معتادی؟ معتادی که بزرگترین جنسی که تا حالا زده انیمه ـس، بهتر! معتادم از لحاظ روحی و عاطفی. به جیر جیر صندلی پشت پی سی و حس لمس شدن پشتم توسط پشتی صندلی. معتادم به نشستم و خیره شدن، معتادم به سوزوندن. چی؟ وقت.

زیادی دارم اتمسفرو آلوده می کنم.

پی ام تو مسنجر جواب نمیدم، چرو؟ حال نمی کنم.

هستم واس این که ببینن هستم؛ هستم واس این که باشم.

حوصله خودمم ندارم؛ حالا که به اینجو رسید عجب گند دماغ سگ اخلاقیم من!

بی خیال. یه کیسه بوکس لازم دارم. دست چپم ضعیفه و مچم زیاد خسته می شه. گاها با سه تا مشت.

شکر خورده هر کی راجع به افاضات بنده نظری داشته باشه :|

همینجوری می نویسم چون هستم!

فکرم تمرکز لازمو نداره

نداره!

نمی تونم رو یه چیزی تمرکز کنم. جالبیش اینجاس که نصف بیشتر کلاتو نمیگم. مثال؛ <----- کلمات!

ربط سرم به تنمم نمی فهمم.

نمی خوام ج بدم.

از چی فرار می کنم؟

حالم از پی امایی که می زنن بهم می خوره.

عامو سه شخصیتی شدم رفتا. نه جدی!

چقد کارم دارید؟ چقد پی ام؟ اکثرا دلم می خواد با این پی اما برخوردی مثه اوردن فک رو به پایین داشته باشم.

و باز هم متاسفانه، دلم بستنی می خواد. قیفی، غول پیکر، خوشرنگ.

ترجیحا خامه و شکلات.

پوسیدم!

پرونده بسته شده در یکشنبه 17 شهریور 1392ساعت 20:17مجرم cybercrimes| ارسال نظر(0) |


Power By: LoxBlog.Com


Others
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران